علی پسر مامانعلی پسر مامان، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

دومین ستاره زندگیمون

میلاد نور روز پدر

دستان پر مهرت را می‌بوسم، روزت مبارک مهربان‌ترینم ... پدر، تپش قلب خانه، شانه‏‌هایش، ستون محکمی است برای پناهگاه امن قلبم، آن‏قدر با دستانش انس گرفته‌‏ام که خیالم راحت است در میان ازدحام غریبی، گم نمی‌‏شوم و او هیچ وقت دستم را رها نمی‌‏کند‌...   ...
13 ارديبهشت 1394

عکسای پسری

فرشته کوچولوی من   روز یکشنبه هشتم محرم   1393 /8/ 11 سال اسب با وزن 3330  قد 51 در بیمارستان پاستور مشهد زمینی شد و زندگیمونو روشن تر کرد روز قبل از دنیا اومدن گل پسرم تمون خونه رو تمیز و مرتب کردمو همه جا رو جارو کشیدم واقعا به تمام معنا خسته شدم و فرداش اونقد خسته بودم که حتی نتونستم نهار بزارم و همینجوری راهی مشهد شدیم اون روز خیلی روز پر استرسی بود اول راه که شوشو برا تنظیم باد نگه داشت ثنا کوچولوی ما که دوسال و سه ماهش بود صندلی عقب نشسته بود و خانوم خانوما شیشه رو پایین کشیده بود و نشسته بود یهو دیدیم صدای افتادن اومد برگشتم فک کردم ثنا داخل ماشین افتاده...
9 ارديبهشت 1394